bookmark

معنای لتنبر

لتنبر

با باى ابجد بر وزن قلندر به معنى لتنبان است كه مردم شكم‌پرست و پرخور و هيچ‌كاره و نادان و كمينه باشد.
(
فرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص822)
sourceLink

- [بفتح لام و تاى قرشت و يا و سكون نون] بسيار خوار و كاهل باشد [4]. مثالش ابو شكور فرمايد: شعر بر دل مكن مسلط گفتار هر لتنبر هرگز كجا پسندد افلاك جز ترا سر (1)يعنى از: منوچهرى. (2)در برهان معنى بنياد و بناى ديوار و اصل هر چيز نيز دارد و گويد در مقام سبب و جهت نيز گفته مى‌شود و نيز نام شهر لار بوده است در قديم و بمعنى آبادانى هم آمده است كه مقابل خرابيست و معنى قلعه نيز دارد. (3)برهان گويد لوير هم آمده است. (4)و شكم‌پرست و پرخور و هيچ‌كاره و نادان و كمينه (برهان).
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1262)
sourceLink

مخفف لت انبار است شمس الدّين فخرى كفته حسودت بخورد و بخفت است قانع چو بد نقش مردم خسيس و لتنبر
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص657)
sourceLink

بسيار خوار و كاهل باشد.(شاكر بخارى گفت:[بيت] بر دل مكن مسلط گفتار هر لتنبر هرگز كجا پسندد افلاك جز ترا سر )
(
صحاح الفرس
, ص116)
sourceLink

(صفت مرکب) لتنبار. لتانبار. لتنبان. لتانبان. مردم شكمپرست و پرخور. بسيارخوار. بسيارخواره. ¦¦هيچكاره و نادان و كمينه. كاهل.
(
لغت نامه دهخدا
, ج2 , ص2499)
sourceLink

بسيار خوار و كاهل بود.شاكر بخارى گويد: بر دل مكن مسلط گفتار هر لتنبر#هرگز كجا پسندد افلاك جز ترا سر
(
فرهنگ قواس
, ص112)
sourceLink

لتنبار ( latanbār )و لتنبان ( latanbān )و لتنبر

[اسم‏][فارسی‏]مردم حريص و پرخور و شكم‌پرست و مردم ابله و كاهل و نادان.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2947)
sourceLink

لت انبان و لت انبار و لتنبان و لتنبار و لتنبر

بسيار خوار و شكم‌پرست،چنانكه وجه آن گذشت،ابو شكور گويد: مصراع بر خود مكن مسلط گفتار هر لتنبر و سعدى گويد: مصراع لت انبار بد عاقبت خورد و مرد واخسيكتى گويد: مصراع اين مرقع پوش سياح لتنبان در رسيد
(
فرهنگ رشیدی
, ج2 , ص1285)
sourceLink

typography

حقوق مادی و معنوی این پایگاه متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی است و نشر غیر مجاز محتوای آن پیگرد قانونی دارد.